کد خبر: 4004065
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۴۰۰ - ۱۵:۲۶
همگام با شهدای فارس / 37
شهید «نوید ذکری» یکی از شهدای مدافع سلامت استان فارس است که بر اثر ابتلا به کرونا به شهادت رسیده است. او پزشک یکی از مراکز 16 ساعته مراجعه بیماران کرونا در مناطق جنوبی شیراز بود. پزشکی که همواره در طول حیاتش به فکر خدمت به محرومان بوده است.

در طی بیش از یک سال گذشته در روزهای دوشنبه، با شهدای مجموعه سلامت فارس در طول سال‌های دفاع مقدس که در کنار خدمات پشتیبانی در جبهه‌های حق علیه باطل و خدمت به رزمندگان غیور میهن در بهداری‌ها و بیمارستان‌های صحرایی، شهدای گرانقدری را به این انقلاب تقدیم کرده‌اند، آشنا شدیم و این بخش با معرفی شهدای استان فارس ادامه یافت. به مناسبت هفته دفاع مقدس نیز این بخش با معرفی شهدای مدافع سلامت در بحران کرونا دنبال شد. شهید «نوید ذکری» نیز از جمله شهدای مدافع سلامت فارس است که در روزهای بحران کرونا، با از جان گذشتگی در سنگر سلامت، برای حیات بیماران جنگید و در ادامه معرفی شهدای سلامت استان، با ایشان آشنا می‌شویم.

شهید نوید ذکری

تاریخ و مکان تولد: ۱/۷/۱۳۴۷

تاریخ و مکان شهادت: ۵/۱۰/۱۳۹۹

شهید نوید ذکری فرزند اول خانواده بود و از همان دوران بچگی، هوش فوق‌العاده‌ای داشت، حتی یک سال زودتر از سنش به مدرسه رفت. علاقه زیادی به ورزش و به ویژه فوتبال داشت. او دوران ابتدایی‌اش را در مدرسه نوبند وصال، راهنمایی را در مدرسه ایران زمین و دبیرستان را در مدرسه پیوند گذراند و در تمام این مدت تحصیل، همواره به عنوان شاگرد اول شناخته می‌شد. شهید ذکری عاشق درس ریاضی و حل مسایل آن بود.

در سال ۱۳۶۶ در رشته پزشکی دانشگاه شیراز قبول شد. از همکلاسی‌های دوران دانشگاه او می توان از دکتر «کجوری» و دکتر «عدل» از پزشکان فوق تخصص قلب، همچنین دکتر «جعفری» متخصص چشم را نام برد. دکتر عدل ضمن تعریف خاطره‌ای از دکتر ذکری می‌گفت: نوید اگر در دوران دانشجویی کتابی را یک بار می‌خواند، بقیه دانشجویان باید چندین بار همان کتاب را مطالعه می‌کردند و این نشان‌دهنده هوش بالای او بود.

شهید ذکری سال ۱۳۷۳ دوران سربازی‌اش را گذراند که طی این مدت دوره آموزشی را در شهر کرمانشاه و بقیه دوران را در کنگان بوشهر سپری کرد.

دکتر ذکری سال ۱۳۸۴ ازدواج کرد و ثمره ازدواجش دو فرزند دوقلوی دختر و پسر بود. شهید ذکری انسانی فروتن و بی ادعا بود که این خصلت، در ارتباط بسیار خوب او با بیماران مشاهده می‌شد و برای تمامی بیماران از قشر مرفه یا پایین جامعه، احترام یکسانی قائل می‌شد.

در محیط کار نیز با رؤسای درمانگاه‌ها و همکارانش ارتباط خوبی داشت. او چندین سال سابقه خدمت در بخش اتفاقات بیمارستان شهید بهشتی شیراز، شهید دکتر فقیهی و نیز درمانگاه تأمین اجتماعی و درمانگاه شهید رضایی را داشت.

در چند ماه پایانی حیاتش نیز به درخواست دکتر امیر حامدی، مدیر درمانگاه حربن ریاحی که از همکلاسی‌های دوران دانشگاهش بود در این مرکز مشغول به خدمت شده و به درمان بیماران کرونا می‌پردازد که در طی مدت خدمت به این بیماران، خود نیز درگیر بیماری می‌شود.

شهید ذکری با شروع علایم بیماری و سرفه‌های شدید، مجبور به قرنطینه کردن خود در خانه می‌شود. با وجود دو مرتبه تست و جواب­های منفی تست‌ها، پزشک متخصص ریه از او اسکن ریه می‌گیرد و متاسفانه این بار نتایج اسکن‌ها نشان می‌دهد که ریه‌هایش به شدت درگیر این ویروس شده است. به دلیل تنگی نفس‌های سخت و طاقت‌فرسا به مدت ۶ هفته در بیمارستان کوثر بستری می‌شود و در این مدت تنها از طریق ارتباط تصویری با خانواده‌اش در ارتباط بود.

بنا به گفته خانواده در طی مدت دوران بستری‌اش در بیمارستان و حین تماس با آن‌ها، هرگز از مرگ و ناامیدی حرفی با زبان نمی‌آورد و امید برگشت به منزل و زندگی را داشت. اما دست تقدیر به گونه ای دیگر رقم می‌خورد و بعد از اسکن مجدد ریه، این بار تشخیص پزشکان، ۸۰ درصد درگیری ریه بود که بنا به توصیه تیم پزشکی و برای استراحت و بازسازی ریه‌اش، به مدت پنج هفته عملیات اینتوبیت (کمای مصنوعی) برای او انجام می‌شود. خانواده‌اش طی این مدت فراز و نشیب‌های سختی را پشت سر می‌گذارند و تنها از طریق تماس تلفنی با بیمارستان می‌توانستند جویای احوالش باشند. متأسفانه در ادامه وضعیت کبد و کلیه دکتر ذکری دچار اختلال شده و همزمان خونریزی داخلی و نیاز به دیالیز نیز پیدا می‌کند، سرانجام دکتری ذکری در پنجمین روز از دی ماه ۱۳۹۹، جان به جان آفرین تسلیم کرده و به جمع شهدای مدافع سلامت می‌پیوندد.

شهید نوید ذکری از زبان همسرش:

- نوید بسیار عاشق خانواده و بچه‌ها بود، او در طول زندگی مشترک همسری شایسته و مهربان و برای بچه‌ها نیز پدر بسیار خوبی بود و جای هیچ کمبود و کاستی برایمان نمی­گذاشت. تبعیضی بین آن‌ها قائل نمی‌شد و هیچگاه فکر نمی‌کردیم که مرگ به این زودی بین ما جدایی بیندازد.

نوید هیچ زمانی به مادیات اهمیت نمی‌داد و هر موقع پیشنهاد می‌شد مطب مستقل داشته باشد، قبول نمی‌کرد و می‌گفت: همین حقوق درمانگاه برای من کافی است.

- یک روز که برای جلسه انجمن اولیا مربیان فرزندانمان به مدرسه رفتم، مدیر مدرسه به من گفت: آقای دکتر ذکری هفته‌ای دو تا سه بار زنگ‌های تفریح برای دیدن بچه‌ها به مدرسه می­آید و زنگ تفریح را با آنها می گذراند. این در حالی بود که حتی من هم از این ماجرا خبر نداشتم.

- فروردین سه سال پیش که در شیراز سیل سنگینی آمد و نواحی جنوب شهر شیراز خسارت زیادی دید، دکتر ذکری همراه با یکی از اقوام، روزها و هفته‌ها در حال تهیه وسایل بهداشتی، پوشاک، پتو و دیگر ملزومات سیل‌زدگان بودند تا به دست نیازمندان برسانند.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: