سیدمحسن میرسندسی، استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در یادداشتی که در اختیار ایکنای خراسانرضوی قرار داده است، نوشت: مسئولیت اجتماعی را نمیتوان صرفاً در کمک به دیگران،
مشارکت اجتماعی یا انجام کار خیر خلاصه کرد. انسان در شبکهای از روابط و
نقشهای اجتماعی زندگی میکند و رفتار او در خانواده و گروههای اجتماعی گرفته تا سازمانها و کل جامعه میتواند بر زندگی دیگران و کیفیت نظم اجتماعی اثر بگذارد. از این منظر، مسئله فقط این نیست که هرکس احساس کند وظیفه خود را انجام میدهد، بلکه باید دید این وظیفه در چه جایگاهی قرار گرفته، چه نسبتی با مسئولیت دیگران دارد و حاصل مجموعه این کنشها چه پیامدی برای جامعه ایجاد میکند.
قرآن نیز مسئولیت انسان را در پیوند با امانت، وفای به عهد، حمایت متقابل، اصلاح اجتماعی و پرهیز از فساد صورتبندی میکند و حتی درباره کسانی هشدار میدهد که خود را اصلاحگر میپندارند، اما در عمل به فساد میانجامند، از این رو، پرسش مهم امروز این است که مسئولیت اجتماعی در منطق قرآن چه گسترهای دارد و چگونه میتوان فهمید که فرد یا نهاد، مسئولیت خود را واقعاً به درستی انجام داده است.
در پاسخ به این پرسش که وقتی از مسئولیت اجتماعی در قرآن صحبت میکنیم، دقیقاً منظورمان چیست، باید گفت اگر مسئولیت را فقط به این معنا بگیریم که هر انسانی در برابر اعمال شخصی خودش پاسخگوست، بخش مهمی از نگاه قرآن را از دست دادهایم. انسان در قرآن موجودی جداافتاده از جامعه نیست، او درون شبکهای از روابط و تعهدات زندگی میکند و رفتار او میتواند بر زندگی دیگران اثر بگذارد. یکی از آیات بسیار مهم در این زمینه میگوید: «وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولًا؛ به پیمان وفا کنید، زیرا درباره پیمان مسئولیت و پرسش وجود دارد» (اسراء: ۳۴). دقت کنید که اینجا مسئولیت فقط یک امر درونی و شخصی نیست، پیمان، رابطه اجتماعی ایجاد میکند و وفاداری یا نقض آن مستقیماً بر اعتماد میان انسانها اثر میگذارد. از این زاویه، میتوان گفت مسئولیت اجتماعی یعنی انسان نسبت به پیامد رفتار خود برای دیگران و نسبت به نقشی که در نظم اجتماعی بر عهده گرفته، بیتفاوت نباشد.
پدر و مادر، معلم، پزشک، مدیر، کارمند، کارفرما، سیاستگذار و حتی یک شهروند عادی، هرکدام در موقعیتی قرار دارند که تصمیمها و رفتارهایشان میتواند به دیگران آسیب بزند یا امکان زندگی بهتر را فراهم کند. اینجا یک نکته مهم جامعهشناختی وجود دارد. مسئولیت اجتماعی به معنای حذف تفاوت نقشها نیست، بلکه به معنای مسئولانه انجام دادن نقشهاست. مسئله فقط این نیست که من چه میکنم؟ بلکه باید پرسید کاری که من انجام میدهم واقعاً چه اثری بر دیگران و بر کیفیت زندگی جمعی دارد؟ به نظرم نقطه آغاز بحث مسئولیت اجتماعی دقیقاً همین جابهجایی نگاه است.
مسئولیتهای فردی و پیامدهای جمعی
در ادامه این مبحث و در پاسخ به اینکه اگر هر فرد در جامعه مسئولیتی متناسب با موقعیت و نقشی که دارد برعهده دارد، این مسئولیتها چگونه به یکدیگر مرتبط میشوند و آیا ممکن است فردی وظیفه خودش را درست انجام دهد، اما نتیجه اجتماعی مطلوبی ایجاد نشود، باید گفت دقیقاً همینجا یکی از مسائل مهم جامعهشناسی مطرح میشود؛ جامعه فقط مجموعهای از افراد نیست که هرکدام جداگانه کار خودشان را انجام دهند، بلکه میان کنشهای ما نوعی وابستگی متقابل وجود دارد و رفتار هر بخش میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر اثر بگذارد. اجازه بدهید برای روشن شدن موضوع از یک تصویر ساده استفاده کنم. جامعه را میتوان تا حدی به یک قالی تشبیه کرد. هر تار و پود در نقشه قالی جای خودش را دارد و بافتن یک قسمت، از قسمتهای دیگر جدا نیست، اگر هر بافنده فقط بگوید من کار خودم را درست انجام میدهم، اما نداند این بخش چه نسبتی با نقشه کلی دارد، ممکن است هر قسمت به ظاهر سالم باشد، ولی محصول نهایی با آنچه قرار بوده ساخته شود فاصله داشته باشد.
در جامعه هم ممکن است افراد و حتی سازمانها وظایف خود را به صورت جزیرهای انجام دهند، اما نتیجه مجموعه مطلوب نباشد. مثلاً یک سازمان ممکن است تمام مقررات داخلی خودش را رعایت کند، اما اگر تصمیمهایش هزینه و مشکل را به سازمان دیگری یا به شهروند منتقل کند، نمیتوان گفت مسئولیت اجتماعی به درستی انجام شده است. قرآن در اینجا یک هشدار بسیار عمیق اجتماعی دارد و میفرماید: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ، أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِنْ لَا یَشْعُرُونَ؛ هنگامیکه به آنان گفته میشود در زمین فساد نکنید، میگویند ما فقط اصلاحگر هستیم. آگاه باشید که آنان خود فسادگرند، ولی نمیفهمند» (بقره: ۱۱ و ۱۲). این آیه برای بحث مسئولیت اجتماعی بسیار قابل تأمل است، چون مسئله فقط انجام دادن یا ندادن یک وظیفه نیست. گاهی کنشگر واقعاً تصور میکند کاری که انجام میدهد به نفع جامعه است، اما ارزیابی او از پیامدهای عملش نادرست است. اینجا میان نیت کنشگر و پیامد اجتماعی کنش فاصله ایجاد میشود و به همین دلیل، مسئولیت اجتماعی فقط به نیت خیر یا احساس انجام وظیفه محدود نمیشود، بلکه مستلزم توجه به پیامدهای واقعی کنش و نسبت آن با خیر عمومی است، پس مسئولیت اجتماعی فقط این نیست که هرکس وظیفه خودش را با تصور شخصی خودش انجام دهد، بلکه باید پرسید این وظیفه در چه شبکهای از روابط قرار دارد، چه اثری بر دیگران میگذارد و آیا حاصل مجموع این کنشها واقعاً به اصلاح جامعه منتهی میشود یا ممکن است برخلاف تصور ما به خنثیشدن تلاشها یا حتی تولید آسیب اجتماعی بینجامد.
گستره مسئولیت اجتماعی؛ از خانواده تا کل جامعه
در پاسخ به این پرسش که این مسئولیت اجتماعی تا کجا امتداد پیدا میکند و آیا فقط در روابط نزدیک مثل خانواده و دوستان مطرح است یا میتوان از مسئولیت اجتماعی در سطح گروهها، نهادها و کل جامعه نیز سخن گفت اتفاقاً یکی از نکات مهم همین است. مسئولیت اجتماعی یک دایره محدود ندارد. از نزدیکترین روابط انسان، یعنی خانواده آغاز میشود و میتواند تا گروههای اجتماعی، سازمانها، نهادها و در نهایت کل جامعه امتداد پیدا کند و هرچه دامنه روابط گستردهتر میشود، نوع مسئولیت هم تغییر میکند.
مثلاً در خانواده، مسئولیت بیشتر در قالب مراقبت، تربیت، وفاداری و رعایت حقوق متقابل خودش را نشان میدهد. در یک گروه اجتماعی، مسئله همکاری، اعتماد و رعایت قواعد مشترک اهمیت پیدا میکند. در سطح سازمان و نهاد، مسئولیت با کارآمدی، عدالت، پاسخگویی و آثار تصمیمها بر ذینفعان پیوند میخورد و در سطح جامعه نیز مسئله به خیر عمومی، عدالت اجتماعی و جلوگیری از آسیبهایی مربوط میشود که زندگی جمعی را مختل میکنند. قرآن یک تعبیر بسیار مهم دارد: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ؛ مردان و زنان مؤمن، یاران و پشتیبان یکدیگرند، به کار شایسته دعوت میکنند و از کار نادرست بازمیدارند» (توبه: ۷۱). اینجا رابطه اجتماعی فقط به خانواده محدود نیست و قرآن از نوعی مسئولیت متقابل در میان اعضای جامعه سخن میگوید، یعنی انسان نسبت به کیفیت زندگی اجتماعی اطراف خودش کاملاً بیتفاوت نیست.
پس مسئولیت اجتماعی را باید بهصورت یک طیف دید، از مسئولیتی که در قبال نزدیکترین افراد داریم شروع میشود و تا مسئولیت ما در برابر جامعه امتداد پیدا میکند. نکته مهم این است که در هر سطح، باید تشخیص دهیم چه چیزی در اختیار ماست و چه اثری میتوانیم بر زندگی دیگران داشته باشیم. این سؤال پایانی باید جمعبندیکننده باشد، اما نه به شکل موعظه. بهتر است از «مسئولیت دارم» به «چگونه بفهمم مسئولانه عمل کردهام» برسیم و در اینجا تمثیل قالی را یک بار دیگر، اما محدود و هدفمند بهعنوان ابزار جمعبندی وارد کنیم.
اگر مسئولیت اجتماعی فقط به یک توصیه اخلاقی تبدیل شود، خیلی زود اثر خودش را از دست میدهد. انسان باید بتواند تا حدی ارزیابی کند که آیا رفتارش واقعاً به بهبود زندگی جمعی کمک میکند یا فقط خودش تصور میکند که مسئولانه رفتار کرده است. من برای توضیح این مسئله دوباره به همان تمثیل نقشه قالی برمیگردم، اما این بار از زاویه دیگری. در یک قالی قبل از اینکه کسی شروع به بافتن کند، باید بداند در کجای نقشه قرار دارد، چه بخشی را باید ببافد و این بخش چه نسبتی با قسمتهای دیگر دارد. در زندگی اجتماعی هم نخستین گام مسئولیت، شناخت دقیق موقعیت و حوزه اثرگذاری خودمان است. آدمی که نمیداند چه مسئولیتی بر عهده اوست، ممکن است بسیار پرکار باشد، اما الزاماً مسئولانه عمل نمیکند.
بنابراین اولین شاخص، شناخت نقش و حدود مسئولیت در جایگاه های مختلف است. من باید بدانم در خانواده، محل کار، گروه اجتماعی یا جامعه چه اختیارات و چه تعهداتی دارم و چه چیزهایی اساساً خارج از حوزه مسئولیت من است. شاخص دوم، توجه به پیامد اجتماعی عمل است. باید از خودمان بپرسیم کاری که انجام میدهیم چه اثری بر دیگران دارد. ممکن است کاری از نظر شخصی برای ما مفید باشد، اما هزینه آن را دیگران بپردازند که اینجا دیگر نمیتوان صرفاً با نیت خوب، مسئولیت اجتماعی را اثبات کرد. شاخص سوم، تناسب میان اختیار و مسئولیت است. هرچه قدرت و امکان اثرگذاری یک فرد یا نهاد بیشتر باشد، مسئولیت او هم بیشتر میشود. نمیتوان از یک شهروند عادی و یک مدیر قدرتمند انتظار پاسخگویی یکسان داشت. شاخص چهارم، هماهنگی با دیگران است. مسئولیت اجتماعی فقط این نیست که من وظیفه خودم را انجام دهم، باید ببینم آیا عملکرد من کار دیگران را تسهیل میکند یا مانع آن میشود. همانطور که در بافت قالی، درست بودن یک بخش وقتی معنا پیدا میکند که با بخشهای دیگر سازگار باشد و شاخص پنجم، توان اصلاح خود است. اگر شواهد نشان داد که عملکرد من نتیجه مطلوبی ایجاد نکرده، باید بتوانم در رفتار خود تجدیدنظر کنم. این نکته بسیار مهم است، چون قرآن حتی درباره کسانی هشدار میدهد که خود را اصلاحگر میدانند، اما در عمل به فساد میانجامند.
در نتیجه شاید بتوان یک معیار ساده، اما جدی پیشنهاد کرد. پیش از عمل از خود بپرسیم جایگاه و مسئولیت من چیست، هنگام عمل ببینیم تصمیم من چه اثری بر دیگران دارد و پس از عمل بررسی کنیم آیا نتیجه با هدفی که دنبال میکردم سازگار بوده است یا نه. مسئولیت ما فقط این نیست که گره خودمان را بزنیم. باید بدانیم این گره کجای نقشه قرار دارد و آیا بافتی که ایجاد کردهایم به استحکام و زیبایی کل قالی کمک میکند یا بخشی از آن را از شکل میاندازد. شاید مسئولیت اجتماعی از همین خودارزیابی آغاز شود، اینکه انسان خودش را تنها با نیت و زحمتش ارزیابی نکند، بلکه جایگاهش، کیفیت عملش، رابطهاش با دیگران و پیامد اجتماعی رفتارش را هم ببیند. آن وقت مسئولیت اجتماعی از یک شعار اخلاقی به یک شیوه عقلانی برای زندگی مشترک تبدیل میشود.
انتهای پیام