اصل اسلام و تشیع بر عقلانیت استوار است؛ بر پایه همین تعقل برای داشتن تربیت دینی متعادل و برای فرار از تربیت کاریکاتوری باید الاهم و فالاهم کنیم و ببینیم چه چیزی مهم و چه چیزی مهمتر است.
اسلام دین اعتدال است و پیامبر اسلام(ص) برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث شدهاند؛ پس چرا شاهد تندرویها، کندرویها و رفتارهای ضد اخلاقی و حتی ضد انسانی به نام دین اسلام در جامعه هستیم و هر کس با برداشتی از دین، دیگران را متهم به بیدینی میکند؟ چگونه میتوان به اصل اسلام و دستورات اسلامی دست یافت و مسلمانی مؤمن و متعادل شد؟
برای دست یافتن به پاسخ این سؤالها، مسعود اسماعیلی، پژوهشگر حوزه تربیت دینی، کتابی با عنوان «مؤمن متعادل و تربیت متعادل» را به رشته تحریر درآورده است و طی درسگفتارهایی، با محور قرار دادن مطالب این کتاب، تشریح میکند که چگونه میتوان مؤمنی متعادل، همانطور که اسلام ناب محمدی مدنظر دارد، بود.
در ادامه قسمت سوم این مجموعه با موضوع «عقلانیت» را با هم میبینیم و میخوانیم.
اولین نکتهای که در این درسگفتارها بیان شد، «جامعیت» و نکته دوم پرهیز از تربیت کاریکاتوری بود. اما آیا در دین صفات مهمتری داریم که باید الاهم فالاهم کرده و مهمترینها را در اولویت قرار دهیم؟ آنچه در دین مهم است چیست؟ آنچه در دین مهمتر است چیست؟
اگر به اصل دین بیشتر تأکید نکرده بلکه به فروعات دین بیشتر بپردازیم، ناخواسته دچار تربیت نامتعادل شده و مؤمنی نامتعادل تربیت کردهایم. اما اصل دین چیست؟ روایات فراوانی در خصوص چیستی اصل دین داریم. برخی از روایتها اصل دین را «نماز» عنوان کردهاند. در روایات دیگر دعا، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، توحید، عدل، حجت خدا امام زمان(عج)، صدق و عقلانیت به عنوان اصل دین معرفی شدهاند. رسول خدا(ص) نیز در این زمینه فرمودهاند: «وَ الْعَقْلُ أَصْلُ دِينِي».
روایات فراوانی نیز در خصوص اصل بودن حقپذیری، حقدوستی، حقجویی و تمسک به حق داریم که عنوان آن را حق محوری گذاشتهایم.
افضلالاعمال روایات فراوانی دارد، در خصوص احبالاعمال نیز روایات متعددی مطرح شده است؛ به طور کلی در روایات ما مسائلی که به عنوان ریشه دین مطرح شدهاند فراوان هستند.
اما سؤال اینجاست که آیا میشود ساختاری ارائه کرد که همه اینها را کنار هم داشته باشیم؟ وقتی از علما سؤال میکنیم که چرا برخی از روایات افضلالاعمال را یک مسئله و برخی دیگر موضوع دیگری مطرح میکنند؟ پاسخ میدهند «بستگی به مخاطب دارد».
اما آیا این احتمال وجود دارد که هر کدام از این اعمال که به عنوان افضلالاعمال بیان شده، نسبت به امور پایینتر از خود اصل باشند و لازم باشد کشف کنیم که بالاترین اصل دینی چیست؟ در بحث تربیت متعادل این ادعا را داریم که اصل تربیت دینی و بلکه اصل اسلام و تشیع بر عقلانیت استوار است. رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فرمودند: «قِوامُ المَرءِ عَقلُهُ و لا دِينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ؛ جانمايه انسان خرد اوست و كسى كه خرد ندارد دين ندارد».
اگر شما با هر فردی از هر دین، مذهب، ملیت، زبان و ... سخن بگویید، فقط و فقط یک زبان مشترک بین شما وجود دارد و آن هم عقلانیت است.
نوجوان و جوان امروز اگر به تعبیر تندی که در جامعه شنیده میشود دینگریز و یا خدایی نکرده دینستیز شده، تنها راهحل رفع این مشکل اتکای به عقل و تعقل است؛ همان چیزی که خداوند متعال ما را به آن دعوت کرده است و همان مقولهای که گاه مغفول و فراموش شده قرار میگیرد.
پس عنوان بعدی از درس «تربیت متعادل» این است که برای فرار از تربیت کاریکاتوری و عدم تعادل باید الاهم و فالاهم کنیم و ببینیم چه چیزی مهم است و چه چیزی مهمتر است. هیچ کدام از مسائل دینی بیاهمیت نیست اما صحبت بر سر اهمیت بیشتر و کمتر است.
جایگاه امامت مهم است اما برخی آنچنان در خصوص اهمیت امامت سخن میگویند که گویی جایگاه آن از توحید نیز مهمتر است و این علامت عدم تعادل است.
اهتمام ما در ارائه این مباحث این است که بتوانیم یک چهره متعادل با مجموعهای از مؤلفههای دینی به شکل درست ارائه کنیم؛ اگرچه این مسئله را نیز باید یادآوری کنیم که در بسیاری از موارد به صورت دقیق نمیتوانیم ترتیب اهمیت مباحث دینی از بالا به پایین را مشخص کنیم اما «آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید».
خدا به ما کمک کند تا برای ادامه بحث در گفتار بعدی در خدمت شما باشیم.