کد خبر: 4328271
تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۱
همگام با شهدای فارس/ 83

شهید «فتح‌الله میرغفاری» که بود

شهید «فتح‌الله میرغفاری» از شهدای دوران دفاع مقدس استان فارس در سال 1361 در منطقه عملیاتی پاسگاه زید به شهادت رسید.

شهید «فتح‌الله میرغفاری»به گزارش ایکنا از فارس، در طی بیش از سه سال گذشته در روزهای دوشنبه، با شهدای مجموعه سلامت فارس در طول سال‌های دفاع مقدس که در کنار خدمات پشتیبانی در جبهه‌های حق علیه باطل و خدمت به رزمندگان غیور میهن در بهداری‌ها و بیمارستان‌های صحرایی، شهدای گرانقدری را به این انقلاب تقدیم کرده‌اند، آشنا شدیم و این بخش با معرفی شهدای استان فارس ادامه یافت.

همچنین در ادامه با شهدای مدافع سلامت دانشگاه علوم پزشکی شیراز که در روزهای بحران کرونا، با از جان‌گذشتگی در سنگر سلامت، برای حیات بیماران جنگیدند و نیز با شهدای مدافع حرم استان که در دفاع از حرم مطهر حضرت زینب(س) در سوریه به شهادت رسیدند و سپس با شهدای استان فارس آشنا شدیم.

این بخش از «همراه با شهدا» به شهید «فتح‌الله میرغفاری» از شهدای هشت سال دفاع مقدس استان فارس اختصاص دارد تا با زندگی و شخصیت این شهید والامقام، بیشتر آشنا شویم.

شهید «فتح‌الله میرغفاری» سوم تیرماه سال 1341 در روستای گاوکشک شهرستان کازون دیده به جهان گشود. 

دوران راهنمایی را در مدرسه کوروش کازرون و دوره‌ دبیرستان را در مدرسه‌ شاکر در رشته‌ علوم انسانی با موفقیت پشت سرگذاشت. با آغاز جنگ تحمیلی با وجود قبولی در آزمون تربیت معلم درس را رها کرد و عازم جبهه شد.

در آنجا با توجه به سوابق مبارزاتی و تحصیلی‌اش به‌عنوان رابط عقیدتی و سیاسی گردان فعالیت کرد. وی سرانجام ۱۵ مهرماه سال ۱۳۶۱ منطقه‌ عملیاتی پاسگاه زید در حالی‌که مشغول گفتن اذان بود بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای گاو کشک کازرون به خاک سپرده شد.

بخشی از خاطرات شهید 

فرمانده‌ای دلسوز همچون پدر

«جناب سروان امان‌الله اکبری و فرمانده گروهان می‌باشد مثل یک پدر او را دوست می‌داشتیم و خیلی خیلی مرد خوبی بود و فرمود که بچه‌های من خیلی خوش آمدید به سربازی و امیدوارم که دوران سربازی به خوشی بگذرانید.

پس از ۱۳ روز، هنوز فرمانده گروهان در بیمارستان بستری بود. صبح روز چهاردهم، هنگام نرمش، ما را به حالت خبردار قرار دادند و ستوان یکم را معرفی کردند، او گفت ایشان سروان امان‌الله اکبری و فرمانده گروهان است (ما او را مثل یک  پدر دوست داشتیم) بچه‌ها گفتند جناب سروان ما مرخصی می‌خواهیم و چرا مرخصی به ما نمی‌دهند، گفت: «من ترتیبی اتخاذ می‌کنم که تا پایان سه ماه آموزش هر سرباز یک بار به شهرستان برود.»

نخستین مرخصی نوروزی

تا روز ۲۷ اسفند، اکثر بچه‌ها به مرخصی رفته بودند، اما ۲۰ نفر هنوز نرفته بودند. جناب سروان اکبری گفت به افتخار این گروه که تا الان مرخصی نرفته‌اند، باید یک هفته کامل در ایام عید به مرخصی بروند.

روز ۲۷ اسفند همراه سه نفر نودانی به مرخصی آمدم. در پارکینگ کرمان، هیچ ماشینی نبود و یک سواری دربست گرفتیم تا شیراز. ما شش نفر بودیم و نفری ۲۰۰ تومان کرایه دادیم. ساعت یک و نیم نصف‌شب به شیراز رسیدیم و از آنجا با چند همشهری کازرونی، ساعت دو شب، سواری گرفتیم. هوا بارانی بود و در راه شیراز، برف و باران و مه شدید حاکم بود.»

انتهای پیام
دبیر:
زهرا عسکری
captcha