کد خبر: 4007972
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۴۰۰ - ۱۶:۳۵
در بخشی از نامه 3 نماینده مجلس استان فارس خطاب به رئیس جمهور آمده است: «همه دولت باید جهادی شود، افراد باید جهادی شوند، مدیران باید جهادی شوند، نه اینکه جهاد دولتی شود».

به گزارش ایکنا از فارس، سه نماینده مجلس استان فارس شامل حجت فیروزی، نماینده مردم شریف شهرستان فسا در مجلس شورای اسلامی؛ فرهاد طهماسبی، نماینده مردم شریف بختگان نی ریز و استهبان در مجلس شورای اسلامی و جلال رشیدی کوچی، نماینده محترم مردم شریف مرودشت در مجلس شورای اسلامی نامه‌ای به رئیس جمهور کشورمان صادر کردند.

در این نامه آمده است:

باسمه تعالی

محضر ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

حضرت آیت‌الله رئیسی (دامة توفیقاته)

سلام علیکم

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ.

با تقدیم احترام؛

از آن‌جا که روی کار آمدن دولت مردمی سیزدهم، نویدبخش بازگشت شعارهای اصیل انقلاب اسلامی ۵۷، به متن و بطن حُکم‌رانی مسئولین ‌و سلوکِ کارگزاران بوده و به شهادت بیش از چهار دهه استقرار، استمرار و اقتدارِ نظام شکوهمند اسلامی، مهم‌ترین شاخصه‌ی این افتخار، تکیه به توان مردم است، با قطعیت می‌توان گفت که خلقِ صحنه‌های بی‌بدیل هم‌راهی و هم‌دلی «اُمّت»، در کنار «امامتِ»جامعه، خروجی الگویی است که تحقق «تمدن نوین اسلامی» را در ذهن و اندیشه‌ همه‌ عدالت‌خواهان و حق‌جویان عالم دست‌یافتنی کرده است.

بی‌شک یکی از مصادیق بارز این ادّعا، ظهور و بروز انگیزه و توانمندی‌های جوانان مومن و متعهد در تشکیلاتی مقدس به‌نام «جهادسازندگی» در اوایل انقلاب است که این‌روزها مجدداً در محافل گوناگون سخن از احیا و بازیابی آن مجموعه به میان آمده است.

اما آن‌چه باعث تقریر این سطور گردیده، اولاً تقدیر از نیّت و اراده‌ی اجرای این «اَبَر پروژه‌ی افزایش مشارکت اجتماعی» و ثانیاً مطالبه‌ و توجه‌دادن تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان به شیوه و طریقه‌ی عملیاتی کردن این کار مهم است.

همان‌گونه که مستحضرید، نهاد «بسیج‌سازندگی» با رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای عزیز با پشتوانه‌ ظرفیت‌های مردمی تشکیل شد و امروز با بیش از ۴۲ هزار هسته گروه جهادی و مردمی ثبت اطلس جهادی، پرچم‌دارِ حضورِ موثر در میدان‌داری جوانان برای رسیدن به اهداف گام دوم انقلاب است؛ که البته شائبه‌ احیاء جهادسازندگی در بستر دولت و تبدیل آن نهادِ پویا به سازمانی مانند سایر دستگاه‌های عریض و طویلِ بدون خروجی و خاصیت که با تصدی‌گری و دخالت نابجا، مسبب فرصت‌سوزی‌های فراوانی در عرصه‌ی افزایش سرمایه‌های اجتماعی و حفظ مردم در صحنه بوده، نگرانی‌هایی را به‌وجود آورده است که به صورت خلاصه به بخشی از آن اشاره می‌شود؛

اول: احیاء جهادسازندگی و تقویت «اقتصاد روستا»، بیش از آن‌که نیاز به ساختار و سازمان داشته باشد، معطل باورمندی و تقیّد مسئولین به روحیه جهادی و انقلابی است. لذا سازمانی شدن جهاد سازندگی، چیزی شبیه دخالت دولت در ادوار مختلف در ساماندهی و برنامه‌ریزی برای سمن‌ها است که آن سرمایه‌های بالفعل را با ایجاد وابستگی به اعتبارات و حمایت‌ها، منفعل و ناکارآمد نموده است. بنابراین به حفظ و توسعه‌ی «حلقات میانی نقش‌آفرین مردمی» می‌بایست عمیق و دقیق اندیشید و آن‌چه هم‌اکنون در قالب گروه‌های جهادی مستعد، موجود و پا به رکاب است را با اعتماد در واگذاری ماموریت به همراه اختیارات و اعتبارات، حمایت و هدایت کرد.

دوم: شرایط روستا و مناطق محروم، بر خلاف سال‌های نخست انقلاب تغییر کرده است. امروز برای هر موضوعی در روستا و حاشیه‌های شهر، متصدی وجود دارد، اما متولی نه! آب، برق، گاز، تلفن، جاده و سایر نیازهای روستا، منوط است به وجود قوه‌ای محرّک از جنس مردم که با پای کار آوردن اهالی روستا، عزم آنان را برای ایجاد آبادانی و نشاط جزم کند و این انرژی نهفته در گروه‌های مردمی و جهادی، با اندکی عنایت و حمایت از سوی دولت، موجود و در دسترس است. اگر دستگاه‌های متصدی امور، به مدد ابلاغ و مطالبه‌ بالادست، خود را پاسخ‌گوی این گروه‌هایِ با پشتوانه‌ مردمی بدانند، خلا بین حاکمیت و مردم به دُرستی پر خواهد شد.

سوم: حرکت‌های جهادی، علاوه بر تاثیرات شگرف عمومی و اجتماعی، عرصه‌ خودسازی و جهاد نسل جوانی است که از حضور در دانشگاهی مثل دفاع مقدس محروم مانده و با مشق عشق در اردوهای جهادی، فارغ‌التحصیل و برای فتح خرمشهرهای جدید آماده شده‌اند. حال با فرض ایجاد جهادسازندگی به شکل یک مجموعه‌ی سازمانی، این سرمایه‌ها معطل و منزوی می‌شوند و با گذشت زمان و تغییرات مرسوم دولت‌ها و اِعمال سلایق و نظرات شخصی و گروهی، امکان تبدیل «گروه‌های جهادی» به خاطرات مقدسی چون «جهاد سازندگی» وجود دارد!

چهارم: جهاد در دولت نتیجه نخواهد داد ولی در نهاد قطعا نتیجه می‌دهد.اگر در دولت مثمر ثمر می‌بود، وزارت جهاد که هست! جهاد اگر موفق بود چون مردمی و بر پایه مردم بود. روزی جهاد سازندگی را دولتی کردند و همین دولتی‌ها باز به فکر احیا بر آمده اند، که این جای بسی تامل است. مضافا اینکه همه دولت باید جهادی شود، افراد باید جهادی شوند، مدیران باید جهادی شوند، نه اینکه جهاد دولتی شود.

در پایان امید می‌رود با درایت و دل‌سوزی کلیه‌ی خادمان مردم ایران اسلامی، بهترین تصمیم و تدبیر معمول شود، ان‌شاءالله

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: